قالب وبلاگ
لینک های مهم

بسم رب الشهدا...

شهدا دیروز ((و ما رایت الا جمیلا)) را تفسیر کردند...

[ چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٤ ] [ ٤:٤٢ ‎ق.ظ ] [ به یاد شهدای گمنام... ]

از بچه های گردان تفحص بود. همراه علی محمودوند. کاروان 1000 تایی شهدا رو عازم مشهد الرضا علیه السلام کرده بودند، مشکل اینجا بود عده ای بنا کذاشتند بر سر و صدا کردن به خاطر نبودن 13 تا از پیکر مقدس این شهدا. قول داد و گفت هرجوری شده من این 13 تا شهید رو میارم. رفت شلمچه و شروع کرد زاری بالای یکی از کانال ها. آخرش که داشت برگشت گفت: شهدا داریم کاروان می بریم مشهد الرضا علیه السلام. 13 تا جا هم خالی داریم. هر کی می آد بسم الله....

مجید پازوکی بود. اومد توی کانال، 13 تا دست از زیر خاک زده بود بیرون. لبیک ....

(خاطرات شهیدمجیدپازوکی)

[ دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٢٧ ‎ب.ظ ] [ به یاد شهدای گمنام... ]

باسلام به شما دوستان عزیزهمونطورکه میدونید دیروز سالروز شهادت سردار سرافراز سپاه اسلام شهیدحاج حسین خرازی بود.ان شاالله که بتونیم ازادامه دهندگاه راه شهدامون خصوصا حاج حسین باشیم . گفتم به مناسبت سالگرد شهادتشون باذکر یه خاطره یه یادی ازشون کرده باشیم.شادی ارواح طیبه شهدا صلوات...

...........نشسته بودم روی خاک ریز . با دوربین آن طرف را می پاییدم . بی سیم مدام صدا می کرد. حرصم در آمده بود. – آدم حسابی . بذار نفس تازه کنم . گلوم خشک شد آخه . گلویم ، دهانم ، لب هام خشک شده بود . آفتاب مستقیم می تابید توی سرم. یک تویوتا پشت خاکریز ترمز کرد. جایی که من بودم، جای پرتی بود.خیلی توش رفت و آمد نمی شد. گفتم« کیه یعنی؟» یکی از ماشین پرید پایین . دور بود درست نمی دیدم. یک چیز هایی را از پشت تویوتا گذاشت زمین . به نظرم گالن های آب بود. بقیه اش هم جیره ی غذایی بود لابد. گفتم «هر کی هستی خدا خیرت بده مردیم تو این گرما.» برایم دست تکان داد و سوار شد. یک دست نداشت. آستینش از شیشه ی ماشین آمده بود بیرون، توی باد تکان می خورد.

برگرفته از سایت شهید آوینیwww.aviny.com

[ جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ به یاد شهدای گمنام... ]

شیوه خاصی هم در جذب جوانان داشت گاهی حتی خود من هم به سّید می گفتم: اینها کی هستند می آوری هیأت؟ به یکی می گویی بیا امشب تو ساقی باش. به یکی می گویی این پرچم را به دیوار بزن و .. ول کن بابا!  می گفت: نه ! کسی که در این راه اهل بیت(ع) هست که مشکلی ندارد ، اما کسی که در این راه نیست ، اگر بیاید توی مجلس اهل بیت(ع) و یک گوشه بنشیند و شما به او بها ندهید می رود و دیگر هم بر نمی گردد اما وقتی او را تحویل بگیرید او را جذب این راه کرده اید.

برگرفته از سایت تبیان

[ دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢ ] [ ٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ به یاد شهدای گمنام... ]

عملیات بیت المقدس بدجوری مجروح شد.ترکش خورده بود به سرش با اصرار بردیمش اورژانس.

می‌گفت:«کسی نفهمه زخمی‌شدم.همینجا مداوام کنید».دکتر اومد گفت:«زخمش عمیقه،باید بخیه بشه».بستریش کردند. از بس خونریزی داشت بی هوش شد.

یه مدت گذشت.یکدفعه از جا پرید.

گفت:«پاشو بریم خط».قسمش دادم.

گفتم:« آخه توکه بی هوش بودی،چی شد یهو از جا پریدی»؟

گفت:«بهت میگم.به شرطی که تا وقتی زنده ام به کسی چیزی نگی.

وقتی توی اتاق خوابیده بودم،دیدم خانم فاطمه زهرا(س)اومدند داخل.فرمودند:«چیه؟چرا خوابیدی؟»؟ عرض کردم:«سرم مجروح شده،نمی‌تونم ادامه بدم». حضرت دستی به سرم کشیدند و فرمودند:«بلند شو بلند شو،چیزی نیست.بلند شو برو به کارهایت برس»

 به خاطرهمین است که هر جا که می‌روید حاج احمد کاظمی‌حسینیه فاطمه‌الزهرا ساخته است…

[ یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٥:٤٤ ‎ب.ظ ] [ به یاد شهدای گمنام... ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امام خامنه ای مدظله العالی : بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدفها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار.
موضوعات وب
امکانات وب

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس



☼ ساخت کد صوتی مهدوی برای وبلاگ ☼

حدیث موضوعی
دایرکتوری افسران ارزشی

-pagetitle- meta name=قالب وبلاگdiv class=CenterPosttd width=